

مگره خشمگین میشود و پیپ مگره (مجموعه داستان)
درباره این مورد
حدس زده بود چه میخواهم بکنم؟ اعتقاد دارم اینطور بود... اگر مجال داده بودم بیشک او بود که شلیک میکرد... گفتم: حال که هیچ وسیله دیگری برای بیرون رفتن از این وضع وجود ندارد، و کسی هم دارای شهامت انجام این کار پیدا نمیشود، باید مادربزرگی باشد که این کار را به عهده بگیرد. بدود.
با ادای آخرین کلمه، شلیک کردم، در 3 قدمی من بود. دست به شکمش برد، زیرا خیلی پایین زده بودم، دو بار دیگر ماشه را فشردم...
%14- 129,000 تومان
قیمت پیشین: 150,000 تومانتعداد:














